...


بمان، اما گاهی برو...

گاهی، فقط باید چشمانت را ببندی و بروی... نه کلمه ای بگویی و نه بگذاری چشم هایت حرف های پوسیده در قلبت را به زبان بیاورند...گاهی باید بروی و داغ ماندنت را بر دل خزان این روز های دنیا بگذاری...


گاهی، باید نبینی، نشنوی، ننویسی، به خاطر نسپاری... باید خودت را بزنی به خوابی که بیدار شدنی ندارد..


گاهی باید بال و پر افکارت را بچینی تا در آسمان ذهنت آزادانه پرواز نکنند... باید احساساتت را در نطفه خفه کنی که زاده نشوند و مغزت را مثل خوره، بجوند...باید تمام چشمه های اشکت را بخشکانی ، تا حرف هاو درد هایت از چشمانت جاری نشوند...حتی باید آرزوهایت را بگذاری ته صندوقچه کهنه ی ته قلبت و یک قفل فولادی بزرگ بزنی رویش... گاهی باید رها شوی از این دنیا، باید چشمانت را ببندی و فقط بروی.... 


اما ببین، چند خطی است پشت سر هم می گویم "گاهی"... گاهی برو، گاهی نبین ، گاهی نفهم فقط، گاهی... بقیه وقت ها بمان، بجنگ... محکم تر از کوه ها باش.. مشکلاتت را مثل سیگار روی لبت آتش بزن، دود کن و به قعر آسمان ها بفرست... 

بمان و چشم در چشم تمام درد هایت فریاد بزن که کم نمی آوری و استواری...


بمان و لعنت بفرست بر تمام فال هایی که تو را ترغیب می کنند به رفتن...

بمان و به تمام نوشته هایت ثابت کن که هنوز نفس می کشی...

بمان ، اما به یاد داشته باش گاهی باید بروی تا "تو" های تکراری و خسته از  آینه منعکس نشوند


بمان، اما گاهی برو...


+ من عاشق این جور عکس گرفتنم ^_^

چشم من رفتم برم
ولی تهش خودت دلت تنگ میشه ها
کاری نداری؟
" تو که مقصود ی و منظور دل ما ، تو نرو "
یه شعری با این مضمون خونده بودم گفتم اینم بیارم خالی از لطف نباشه هیچ ربطی ام به تو نداره... :)
# شوخی 
# شما که تاج سری
من نمیدونم من دیگه ربط داره به خودم برداشت کردم:دی

شماهم:)
ای وای ... حالا دیگه کاریه که شده ؛)
جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۰۱:۱۱ خانومِ حدیث ^_^
:))
:))
انصافا متناتون هنر نویسندگی رو نشون میدن
احسنت..
ممنون ، 
هنوز خیلی راه دارم اما تلاشمو می کنم 
مرسی از نظر لطفتون 
^_^
اول که سلام

دوم، نوشته‌ی قشنگی بود، آفرین.

سوم، آره بمون! کجا می‌خوای بری؟ اصلاً مگه دست خودته؟ بمون زندگیتو بکن بابا، چرا این‌قدر ناله؟ چرا این‌قدر افسردگی؟ خوشحاااااااااااال باش! بد میگم؟ باور بفرمایید زندگی خیلی خوشگلیا داره که حواسمون بهش نیستا.. یه کم دقت کنیم دلمون بال‌بال می‌زنه براش.

مثال بزنم؟
صبح که خورشید طلوع می‌کنه، وایسی تماشاش کنی!
آدم چقد باید خوشبخت باشه که بتونه طلوع خوشید به این زیبایی و بی‌نظیری رو ببینه! خدایا... ما چقد خوشبختیم. خدایا شکرت. خدایا خیلی دوستت دارم اصلاً. اصلاً خدایا بوس! :)
سلام :)
اول اینکه ممنون از انرژیاتونو و نظر لطفی که دارید:)
شما به عنوان خواننده نوشته ی من حق دارید هر جور دوست دارید بهش نگاه کنید اما خب منظور اینجانب از فعل "رفتن" در نوشته ام به هیچ عنوان مرگ نیست، راستش از این آدماییم که هی فاز منفی دارند و مدام می گن چرا نمی میریم و اینا  اصن خوشم نمی آد... من زندگیمو موقعیتمو شخصیتمو دوست دارم و عاشق اتفاقای ساده ای هم هستم که یهو آدم رو خوشحال می کنن ... و اعتقاد دارم آدما نمی تونن ناراحت نباشن، اما می تونن شادی ها رو سریع  جایگزین غم هاشون بکنند :) 
منظور من از رفتن تغییر موقعیت هاییه که تکراری اند و آدم رو خسته می کنند ... رفتن یعنی اجازه ندیم بیفتیم تو حلقه های تکرار مسخره ی روزانه مون وگرنه آدما با مشکلاتشون رشد می کنن
+ خدا رو شکر :)))
آخ آخ آخ! چقدر اشتباه فهمیدم پس منظورتون رو. شرمنده!
این‌که نیُفتیم تو حلقه‌های تکراری زندگی روزمره که نه تنها خوبه، بلکه خیلی خیلی خوبه، و حتی خیلی هم مهم و ضروریه. :)
کاملاً کاملاً‌ درست می‌فرمایید.
و دم شما هم گرم :)
اشکالی نداره بابا :)  دشمنتون شرمنده
شدیدا نیازه... خیلی وقتا ما زجر می کشیم اما نمی خوایم حلقه تکرار رو بشکونیمو  پیشرفت کنیم
از شما هم ممنونم که نظرتونو گفتید و منو به چالش انداختین
دم شما هم :) پاینده باشید :)
متن زیبایی بود ...
آره. وقتی هر کاری کردی، دیگری قدرت رو ندونست، باید بری ...
وقتی هر چقدر از عشق و محبت و انسانیت گفتی ولی کسی گوش به حرفت نداد، باید سکوت کنی...
باید توی شلوغیا بری تا کسی متوجه رفتنت نشه...

دلگیرم از آدما با این رفتاراشون... دلگیرم
:( 
ما آدما با رفتنمون خیلی چیزا رو نشون خیلیا می دیم
دونبال شدی عزززیزم:)))
ممنون عزیززم :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
در ازل کلمه بود...
" سنجاق ها"
Designed By Erfan Powered by Bayan