این شهرهم دیگر به قدم زدن های من و "نبودنت" در دل کوچه پس کوچه هایش عادت کرده است. "نبودنت" هم یک نفر است مثل تو،دقیقا خودِ خود تو نیست ها! هیچ کس در هیچ جای دنیا دقیقا خود تو نیست. تو با تمام دنیا و دارایی اش فرق داری... "نبودنت" یک  نفر است مثل تو، یک نفر که بقیه حتی نمی توانند ببینندش ! اما من تقریبا تمام وقتم را با "نبودنت" می گذرانم...

در خانه راه می رویم، با هم آهنگ گوش می دهیم و دنبال خواننده بلند بلند می خوانیم. با هم کتاب می خوانیم، غذا می خوریم فیلم the fault in our star” می بینیم وتا تهش هق هق گریه می کنیم... "نبودنت" حالا شریک تمام احساسات من است...

مثلا عصرهایی که دلم گرفته است، دستم را می گیرد و دوتایی راه می افتیم توی شهر... راه می رویم، من حرف می زنم و از تمام این روز ها گله می کنم و "نبودنت" آرام گوش می دهد. گاهی، می رویم پشت ویترین ها و قاب های رنگی رنگی موبایل ها را می بینیم و من ذوق می کنم که همه اش را باید برایم بخرد و او فقط لبخند می زند. بعضی وقت ها هم برای این که خستگی در کنیم می نشینیم روی نیمکت های نارنجی رنگ وسط مغازه ی بستنی فروشی و بستنی می خوریم و حالمان بهتر می شود. در راه برگشت می روم روی جدول های سفید-آبی راه می روم و "نبودنت" حرص می خورد که : نکن دختر! مگر هنوز بچه ای؟ و من هنوز بچه ام...آن قدر بچه ام که دارم درد هایم را می نویسم برای تویی که حالا با نبودنت جایگزین شده ای... 

لابد خبر داری که پاییز در راه است و مدرسه هم. آن وقت من باید از صبح بروم مدرسه وغرق شوم در زیست و فیزیک و ریاضی و ادبیات...و "نبودنت" را نمی دانم می تواند تاب بیاورد یا نه؟...آخر نبودن در کنار "نبودن"  یک نفر خیلی سخت تر از نبودن در کنار خود اوست... وقتی با "نبودن" یک نفر انس می گیری و زندگی می کنی یعنی خیلی چیز ها را پذیرفته ای ...یعنی پذیرفته ای که یک نفر از زندگی ات برود و تو با "نبودنش" زندگی کنی!

راستش حالا که دارم فکر می کنم تو درکی از "نبودنت" نداری... تو، همیشه بوده ای... اما من با تمام بغض هایی که قورتشان دادم نوشته ام را تمام می کنم تا اگر روزی، ساعتی این نوشته را خواندی بدانی روز هایی که تو با "بی خیالی" وقت می گذراندی، من و نبودنت با هم زندگی کردیم، خندیدیم، گریه کردیم و هیچ کس هیچ وقت نفهمید زندگی کردن با "نبودنت" چه حسی دارد...

  اما بدان، با تمام احترامی که برای "نبودنت" قائلم، هنوز هم بودنت را به نبودنت و "نبودنت" را به نبود "نبودنت" ترجیح می دهم :)