(سرم را از حصار دست هایم در می آورم)

+من دیگه خسته شدم واقعا کشش این یکیو ندارم...


- اشکال نداره اینا همش امتحانه


+ هنوز دی نشده که هی امتحان سخت سخت از من می گیره..

(لجوجانه به آسمان خیره می شوم)


- مگه امتحاناش شب و روز، دی و بهمن داره؟!

(لحظه ای سکوت و دوباره ادامه می دهد) 

به نفس کشیدنت گوش بده... هر یه دونش یه امتحانه... به پا مردود نشیا!



پ.ن: اگر این هفته لعنتی تمام شود....