زن گفت برم؟، مرد گفت نرو، زن گفت اگه گفته بودی برو هم نمیرفتم

[مرد ماشین زمانش را به کار انداخت و به عقب برگشت]


زن گفت برم؟، مرد گفت برو، زن گفت اگه گفته بودی نرو، نمیرفتم

[مرد ماشین زمانش را به کار انداخت و به عقب برگشت]


زن گفت برم؟، مرد سکوت کرد، زن گفت اگه چیزی گفته بودی نمیرفتم

[مرد ماشین زمانش را به کار انداخت و به عقب برگشت]


زن گفت برم؟، مرد پنجره را باز کرد و پایین پرید، زن با خیال راحت در خانه ماند

#ناشناس


پ.ن: دلم ماشین زمان می خواهد٬ تا برسم به نقطه ای که: پنجره را باز کرد و پایین پرید!