...


ما


- ما را می‌گردند

می گویند همراه خود چه دارید؟ 

ما فقط

رویاهایمان را با خود آورده ایم.

«سید علی صالحی»


ما فقط رویاهامان را با خود آوردیم...

سنجاقشان کردیم روی سینه مان، مثل یک مدال افتخار.

و راه افتادیم تا چرخ چرخان فلک را مفلوک کنیم..

چشم چرخاندیم دیدیم بقیه دارند پوزخند می زنند به سرخوشی مان از دنیا، به جنگیدنمان، به لبخندهامان

دیدیم چشم چپ دارند به رویاهامان، درشان آوردیم گذاشتیم در جیب هامان و دوباره راه افتادیم در دنیا... ما یادمان رفتشان، رویاهامان را راحت فراموش کردیم...

نگو جیبمان سوراخ بوده.


و حالا دیگر هیچ هیچ نداریم از خودمان، جای مدال هامان تکه های زباله چسبانده ایم روی پیراهنمان و هیچ کس دیگر حتی پورخندمان هم نمی زند.. سرمان را کرده ایم ته افکار پوچ و بی سر و ته... دست هامان را ته جیب های سوراخ.

و مستانه تلو تلو می خوریم!


پ.ن: باید باز شروع کنم به نوشتن اینجا. اما هیچ بایدی وجود ندارد. :)

متن هم قدیمی است.


هرکسی که حتی واسه یه لحظه فک کنه رویاهات دست نیافتنی‌ن یا حقیرن، خودش به همون اندازه احمقه و هیچی از دنیا نفهمیده
مهم اینه که این هرکسیا اصلا مهم نیستن... باید مهم نباشند.
رویاها باید توی دل آدم جون بگیرند، رشد کنند
اگر بخوام ببینم« بقیه» چی می گن، اون وقت اصلا نمی تونم رویایی بسازم... 
باور باید از قلب باشه، که هست...

:)
پنجشنبه ۱۴ دی ۹۶ , ۰۰:۱۲ دُختَرِ هَیولا
دوست دارم نوشته هاى شما رو. با تمام وجود.
مرسی عزیزم 
باعث خوشحالیه :)
خیلی خوب نوشتی 
لطفا ادامه بده
مرسی :)
نوشتن رو که می نویسم، اما زیاد اینجا نه. بیان حالت خاصی داره. جو خاصی.
ولی حتما اینجا هم می نویسم. 
همیشه پر رویا و پر امید و پر از شادی باشین!
رویاهای تو پُر، واقعی...
مرسی، شما هم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برای نوشتن... از تمام سه نقطه های مدام زندگی ام! :)
" سنجاق ها"
Designed By Erfan Powered by Bayan