...


شب ممکن (کتاب چهارم)


شب ممکن را محمد حسن شهسواری نوشته. روزنامه نگار و نویسنده‌و داور مسابقه های داستان نویسی. که هم کارگاه های نویسندگی‌اش در دوران‌اند و هم کتاب‌ هفتصد هشتصد صفحه ای حرکت در مه را چاپ می کند تا همه‌ی قانون‌ها و الگوریتم‌های نوشتن را نشانِ نویسنده‌های ایرانی بدهد. 

حالا باز جمله‌ام را تکرار می کنم: شب ممکن را محمد حسن شهسواری نوشته، که اینطور که پیداست در پی قوانین و پی‌رنگ‌های محکم ادبیات است برای منظم داستان نوشتن‌. اما مساله اینجاست که در مواجه با شب ممکن-حداقل در بار اول مطالعه ‌اش- استاد، تا جایی که توانسته اطلاعات را پیچانده در هم و هر لحظه قانون‌های جاری در محتوای داستان را با آسودگی و شهامت نقض می کند.  مثلا در هربار نشان می دهد که همه ی شخصیت ها مرده اند جز راوی و بعد راوی را عوض می کند که روای بعدی که نشان بدهد بقیه مرده اند‌. یا مثلا فصل اول را که بخوانی با مجموعه ای از اطلاعات صریح و صحیح مواجه می شوی و خب خوشحال می شوی از روان بودن همه چیز. اما فصل بعدی همین که می خواهی جای پایت را محکم کنی؛ نویسنده قسمت عظیمی از اطلاعاتش را نقض می کند و تو را گیج و حریص به خواندن ادامه ماجرا. دقیقا مثل مربی ای که صخره نوردش را عمدا پرت می کند پایین تا با نیرو و اشتیاق بیشتری بالا بیاید. 


از نامگذاری فصل ها و طراح جلد وهم آلود  و زبانِ روان و منسجم رمان که بگذرم باید برسم به شخصیت سازی دقیق رمان. این که شخصیت ها از اول ناپیدا‌ اند و پشت صحنه مشغول ساخته و پرداخته شدن و گریم. آن طور که وقتی روی کار می آیند کاملا متناسب و سنجیده اند. انگار نویسنده سالهاست که شخصیت هایش- مازیارِ اصلی، حنا و سمیرای در تقابل با هم و بقیه ای که به مرور پدیدار می شوند-  را سالهاست که می شناخته و با همین ۱۶۰ صفحه کاری می کند که توی مخاطب هم آن ها رابشناسی و احساس کنی واقعی اند. و شاید واقعی اند بس که دروغِ بودن و زوایای شخصیتشان، باورکردنی و جذاب است.

 اصلا حالا  به عنوان جمله ی آخر یادم آمده به حرفی که: ما با داستان نوشتنمان سعی می کنیم کاری کنیم دروغ‌هامان برای جماعت مخاطبمان باور پذیرتر باشند و منطقی و معقول تر.  و این کتاب مجموعه‌ی دروغ های شیرینی است که هم دیگر را کامل می کنند، نقض می کنند و خط می زنند. هر فصل این کتاب صخره ای است که لحظه ی بعد از زیر پایت ناپدید می شود تا تو پرت شوی پایین. تا جایی که بالاخره بتوانی برسی به قله. کنار دست مربی صخره نوردی. کنار دست محمد حسن شهسواری که شب ممکن را نوشته.


...
سه نقطه نماد خاص اینجاست برای من.
وقتی می خوام همه ی حرف هام رو خلاصه کنم، یاحتی خیلی بسطشون بدم، سه نقطه میگذارم. سه نقطه خیلی حرف ها رو می زنه و خیلی سکوت ها رو سکوت تر می کنه.
ولی این که در راستای پست معرفی کتاب، نظر شامل سه نقطه می بینم تامل برانگیزه یه کم. کدوم حرفا سه نقطه شدن؟ :)
ممنون از معرفی
رفت تو لیست خرید کتابهام :)
خواهش می کنم :))) 
نوش جانتون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
در ازل کلمه بود...
" سنجاق ها"
Designed By Erfan Powered by Bayan