...


برای همیشه خوابمان برد؟


شب، سالها بود سایه ی سنگین سیاهش را انداخته بود روی روزهایمان

و ما بیدار ماندیم و زیر لب برای گهواره های خالی لالایی خواندیم، 

بیدار ماندیم و ستاره های دورِ دور را شمردیم، 

بیدار ماندیم و درد کشیدیم،

 بیدار ماندیم و جنگیدیم و قد علم کردیم...

آنقدر بیدار ماندیم که از فرط خستگی، روزی برای همیشه خوابمان برد! :) 


پ.ن: وقتی شب تا صبح به جای نفس کشیدن، درد می کشی...

از بعد ساعت ۱۲ متنفرم، چون خوابم نمیبره، شبا هم که تمام انقباض های عضلانی و دلتنگی و اینا شروع میشه /:
واسه همین یه قراری با خودم گذاشتم که کلا بعد ۱۲ هیچ تصمیمی نگیرم D:
+ متن عالی بود ((:
شب شبِ دیگه، تاریکیش یه وقتایی خوابمون‌ می کنه و یه وقتایی خواب و از چشمامون دور..( انقباض و دلتنگی رو ولی شدیدا موافقم)
من هم مدت مدیدی خوابم نمی برد... انگار دوباره برگشته این بی خوابیه 
و این که کِی شود که من هم این قرار رو بگذارم با خودم خودمو راحت کنم؟ :)

+مرسی :))

می گذره دیگه! :) نه؟!
ناتانائیل! به خود بگو تنها خداست که گذرا نیست... :دی ( من از اون روزی که این جمله رو خوندم مونده بود تو دلم که به یک نفر بگمش:)) 

بله، گذراست... ما هم نشستیم ببینیم  کِی می گذره!
:(((( از زمانی که شروع کردیم به فهمیدن دیگه مفهوم خواب کمرنگ شد برامون
بالاخره نوشتی:)
کم رنگ، بی رنگ، محو :)

^_^
ما نیز از بیخوابی رنج میبریم،شما چطور؟
:دی 
نه همیشه، هر از گاهی ولی طول مدت داره
سه شنبه ۱۳ تیر ۹۶ , ۰۴:۵۳ مهدی کاشانی زاده
پس چرا پست های جدیدم رو ندیدید؟
چرا، دیدمشون!
هنوز هم مراقب اطلسی ها هستیم
:)

کار خوبی می کنید!
شب چیز عجیبیه هم دلم نمیخواد تموم بشه هم تنهاییامو بیشتر به رخم میکشه 
همه چیو میریزه به هم 
چقد خوب بود😔

شب چیز عجیبیه! انگار شب ها یه آدم دیگه می شم! 

مرسی 
همیشه شب و پنجره های روشن دور از دسترس برام چیز عجیبی بودن مثل یک خوشی سکر آور! عکس منو برد به حال و هوای سالهای دور خودم! تا حالا دقت کردی هر پنجره دریچه ایه از یک دنیا و یک زندگی؟ همیشه وقتی نصفه شبها تنهایی توی خیابونا راه میرفتم به زندگی های پشت اون پنجره ها فکر می کردم!
شدیدا موافقم، وقتی شب از یه ارتفاع بالا شهرو ببینی! هر زندگی ای بشه یه نقطه!

بله دقت می کنم، خیلی وقت ها که از کنار یک خونه، در و پنحره هاش رد می شم نا خودآگاه می ایستم و بهش فکر می کنم، به آدمهای پشت پنجره ها و ازشون عکس می‌گیرم، داره تبدیل می شه به یه ارشیو :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
در ازل کلمه بود...
" سنجاق ها"
Designed By Erfan Powered by Bayan